تبليغاتX
black & white

 

 

تو لحظه زندگی کن

از لحظه هات لذت ببر

ولی سعی کن تو لحظه هات خیلی گند نزنی

چون حتما لحظه های بعدیت گهی می شن
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 18:5  توسط سپیده  | 

 

 

دیگه واقعا امروز به سرم زده بود قناری همسایه بالاییمونو با پیف پاف خفه کنم

روانمو پاک کرده

حالا بگذریم

داشتم فکر می کردم اگه اسم وبلاگمو بذارم

(من دوست پسر میخوام)

یا مثلا

(عشق ابدیه من توتو)

یا

(سپیده عاشق خسته ی تنها)

تعدا بازدید کنندگانم 50% بیشتر میشد

پ.ن1 )ببین پسرم اینی که دارم بهت میگم عین حقیقته

گوش کن اینارو

انسان تو جامعه مثل بشر تو اجتماعه

اگه قرار به چیزوشعر نوشتن باشه منم بلدم

پ.ن2)فکر کنم خیلی قاطی پاتی شد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 21:50  توسط سپیده  | 

 

 

اینجا همه چی خوبه و فضا اجتماعیه

واین خیلی خوبه که من امتحانامو به یه ورم حساب نمیکنم

الان به شدت در صدد یادگیری مبنانی ......یه مالیم

دبیر ریاضیمون زن خیلی خوبیه

اتفاقا هنوز چک هاش پاس نشده (شوخی بود)

اصلا درس چی میگه؟

پ.ن1) زاییدیم از اساس!!!

پ.ن2)محض اطلاعات باید بگم منو سحر دوقلوییم(جدی میگم)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 19:43  توسط سپیده  | 

 

من عاشق رئیس جمهورمونم

ولی نمی دونم چرا حاضر نیست با من ازدواج کنه؟

از صحبتهای دیشبش میتوان نتیجه گرفت که او به بیماری شایع مالیخولیا دچار است

دیشب احساس میکردم هر لحظه ممکن تو برنامه ی زنده ی تلویزیونی بگه:

یک روز بر خانه نشسته بودم که مظاهری زنگ زد....

ما که دیشب فقط خندیدیم

با سخنرانی هاش روح ملت وما رو شاد میکنه

پ.ن1 ) خدایا این شادی را از خانواده ی ما نگیر

پ.ن2)خدایی ای کیوش در حد جلبکه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 20:31  توسط سپیده  | 

 

 

 

 

 

 

اوضاع داره بهتر میشه

ولی من هنوز به این شرایط عادت نکردم

چند روز پیش از دوستم اسم اونو پرسیدم

گفت: باهاش مشکلی داری؟

گفتم: نه یه ذره خودشو قاطی هورمونای من کرده

پ.ن1)به فکر اخرتت باش دختر

پ.ن2)ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 14:25  توسط سپیده  |