تبليغاتX
black & white

  

 

   چی میگه بابا؟ love

اره داداش من بلد نیستم لاو بترکونم

حالا برو خودتو جر بده به همه بگو سپیده تریپ چس کلاس برداشته

عمه ت تریپ چس کلاس برداشته

با اونی که باید تریپ لاو برمیداشتیم ، برنداشتیم

حالا بیام با توی ابنه ای لاو بترکونم

اصلامیدونی چیه

از من بکش بیرون برادر

برو به همون دختر خاله ت بگو تا صبح واست بماله و اره واینا.........

به من چه

مگه من مسئول رفع کمبود محبت توم

ولی خب دوست دارم به جاش ( به این میگن عدم تعادل اعصاب )

مخصوصا اگه دیگه بهم نگی (تو داف منی) حالم از این جمله بهم میخوره

وقتی میگی احساس میکنم قاعدتا باید بهت شماره حساب بدم

تازه فهمیدم ملت حق دارن بهت بگن    شوتی

پ.ن1) توقعا بالاست به مولا.........( تریپ الواتی )

پ.ن2)سیستم لاو تو دوستی های بی اخر و عاقبت اجباریه؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 19:32  توسط سپیده  | 

 

 

وااااااااااااااای

مردم از بس امار دادم بهت

اخرم مثل منگ ها زل بزنی توصورتم و یه لبخند احمقانه بزنی و بگی :چی میگی؟

اصلا یه پیشنهاد

بیا هر وقت بهت جشمک زدم خودت همه چیزو بگیر

مثلا اگه 1 بار چشمک زدم یعنی به اون دوستت بگو خفه شه و گرنه خواهرشو

میفرستم بالا درخت

اگه 2 بار چشمک زدم یعنی انقدر اون ادامسو باد نکن تو صورت من بترکون

اگه 3 بار چشمک زدم یعنی محکم بزن تو صورت فرناز

اگه 4 بار چشمک زدم یعنی انقدر این پله ها رو مثل( ایران زمین) بالا پایین نکن

سرم گیج رفت ( باید خوب دقت کنی و بشماری)

به خدا اگه درک کنی چی میگم عاشقت میشم       ریدی ………………..

روزی یه بار که بیشتر نمیبینمت

پس سعی کن حواستو جمع کنی

اخ که چقدر خوب میشد اگه میفهمیدی دهنمو سرویس کردی بشر

پ.ن1) این مکتب خراب شده ی ما نه گاز داره نه اب مایع

یعنی ما 7 ساعت رو ویبره ایم و سگ لرز میزنیم

پ.ن2) بیشتر فیلمایی رو که گفتید گرفتم ولی هنوز 4 تاشو بیشتر ندیدم

بازم بهم فیلم بگید
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 18:17  توسط سپیده  | 

 

 

نه

به اون بدی هم که فکر میکردم نیست

فقط از اون ادمایی که اگه پا رو دم ش بزاری به گا  میدتت

من که پا رو دمش نمیزارم

ولی اگه از کس دیگه ای خوشم بیاد حتما دم شو میکنم

احتمال ااونم  ..........              هـــــــــــــه هــــــــــــــــــه هـــــــــــــــــــه

شوتی بی دم به چه ماند؟ به زنبور بی عسل    هــــــــــــــــــــــــه

اتفاقا تنها شاهدش دم شه با اون دختر خاله ی تخم   سگش (با تشدید بسیار روی حرف (س) خوانده شود)

فقط اگه فاق شلوارش انقدر کوتاه نباشه بهتره ( فاق کوتاه افت لگن است)

ما که هر چی رو باید میگفتیم گفتیم        والـــــــــــا

پ.ن1) من هم خب  یه جوونم با هزارتا ارزو و البته انواع چیز کلک بازی (ارزوهام واقعا خنده داره)

پ.ن2) یکی چند تا فیلم خوب معرفی کنه کفیدیم تو خونه بابا

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 20:2  توسط سپیده  | 

 

 

دلت چه شد ....... دلت چه شد ....... به باد رفت .......

تمام ایده ها و ارزو زیادرفت........

چست و چابکی چنین که خشم در دهی....... زجان گذر

زجان زخانمان گذر.......

من نمی تونم از جانم بگذرم  ولی از خانمان گذشتن خیلی راحته

اتفاقا همه چیز هم برای از دست دادن دارم

من تو همه چیز راحتم

حتی توریدن به تو . کاری نداره . فقط اولش سخته

ولی بعد .........................

هنوز یاد نگرفتم باید چه گهی بخورم . چه حرفی رو کجا بزنم . چه حرفی رو کجا نرنم

تو هم که خوب منظور برداشت میکنی

من یکی رو دارم که راه و از چاه تشخیص بده و منو از تو ان و گه بکشه بیرون

اما تو چی ؟ اون دختر خاله ی مسخره ی کو.ن نشسته ت؟

نه برادر از این خبرا هم نیست . سحر میدونه

فکر کردی چه خبره؟بذار بیای بعد شاخ شی

پ.ن1) فکر کنم همه فهمیدن یه ان جدید وارد زندگ تخــــ.می من شده که زندگیمو تخـــ.می تر کرده ( ما همیشه از بد به بدتر می تازیم )

پ.ن2) ادرس وبلاگمو به هیچ دیوسی ندادم

پ.ن3) مخاطبم خاصه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 15:25  توسط سپیده  | 

 

 

میگم این ترنگ توسریال بیداری چطوری حامله شد ؟

شب اول که سینا رفت تو یه اتاق و ترنگ هم تو یه اتاق دیگه

تا وقتی سینا زنده بود هم همین طور........

کجای دنیا تو فیلماشون زنه با روسری و مانتو میره تو تخت خواب و میخوابه ؟

کجای دنیا تو فیلماشون اگه زنه سکته یا غش کنه مرده بلندش نمیکنه و زن همسایه رو صدا میکنه؟

فیلم ایرانیه دیگه...........

پ.ن1) امریکن پای 6 اومد

من یک شم ندیدم (یه ضری زدم دیگه )

پ.ن2) در کو.ن ما عروسی خودمان و رئیس اموزش و پرورش است

همتون دعوتین بلا نسبت

پ.ن۳)پست پایین خرابه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 22:11  توسط سپیده  | 

 

 

اغایون محترم  

این که وقتی یه خانومی رو می ببینید که تو سرما و برف تو  خیابون وایساده و منتظره تا تاکسی  سوار شه و شما مرام می ذارید و با پرایدتون غراضه تون  براش بوق می زنید و سوارش می کنید خیلی خوبه.

ولی وقتی خانومه سوار شد و شما رو هم جو گرفت و یه ضری زدید که نباید می زدید باید منتظر عکس العملی که خانومه پا مرام انجام میده باشید.اخه دیوسا چرا می زنین تو لفظ کار

 لابد بعدشم فکر می کنید که نیت مهم

اره برادر دلت باید پاک باشه.مهم نیته

 خبر مرگت با اون ریش و پشمت وقتی خواستی نماز بخونی اول نیت کن بعد شروع کن به خوندن اشعار اندی و کورس و از این خز و خیلا

مهم نیته دیگه

پ.ن 1)مکه پارتی ها شروع شد.

من نمیدونم امثال اقای ه .......... که خودشون عین نجاست اند و از هیچ خلافی دریغ نمی کنن

دیگه مکه رفتن و ولیمه دادنشون چیه؟

پ.ن 2)من میخوام با رئیس اموزش و پرورش ازدواج کنم.................

عاشقشم

مرتیکه خوشحال ............................

پ.ن 3 )بر نا مه ی جدید سینماهای تهران

یا نیمرو یا املت

یا گلزار یا رادان
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 19:36  توسط سپیده  | 

دوزار ته گنجه بود

فرستادیم فلسطین

                              کیوسک

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 17:23  توسط سپیده  | 

 

 

حدود 1400 سال قبل از میلاد مسیح گروه مصری دیدند رود نیل قرمز شده.اونا فکر می کردند خون باعث شده این اتفاق بیفته و ماهی ها بمیرند ونتونند تخم غورباقه ها رو بخورند.اون تخم ها  تبدیل به هزاران بچه غورباقه شدند که تو خشکی مردند.بدن فاسد شده ی غورباقه ها،حشره ها و شپش ها را جذب کرد.شپش ها با بیماریشون هفتاد درصد مردم مصر رو کشتند.حشره هاهم

یه نوع بیماری عفونی اوردند که بدن انسان رو ملتهب می کنه.

بعد از اون سه روز تو رود نیل طوفان شن راه افتاد که بازم همه فکر می کردند یه بلاء .در مدت طوفان گرما با کمی سرما تگرگ الکتریکی تولیدئ کرد که تو اسمون مصر مثل این بود که داره اتیش می باره .

این اتفاق با باد به حبشه اومد و مردم اونجا رو هم در گیر کرد .تگرگ نمناک وقتی روی غلات بیفته باعث بیماری مایتاکسین می شه و این طور شد که جمعیت مصر نصف شد.چون بیشتر مردم از غلات استفاده می کردند.

پ.ن1) خدا هم به صورت بسیار شیک به مردم رکب میزنه .

پ.ن2)امتحان شیمی که امروز پرید چی میگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 ام. Happyمن امرور خیلی

اگه کاری داشتید بگید

پ.ن3)سگ دافمو ول کنید . خواهشا
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 14:26  توسط سپیده  | 

 

 

فکر میکردم کلاسش بالاتر از این حرفا باشه .اخه پشت موتورعزیزم؟

فک کن

اولین بار بود باهاش سلام علیک میکردم

خودش دستشو اورد جلو

منم که از خدا خواسته

ولی زود پیچید به بازی . بالا خبرایی بود

ما هم که زود رسیده بودیمووووووووووووو

اویزون سحر شدم که بریم قدم بزنیم و از هوای تخم.ی زمستون استفاده کنیم

حالا من قلبم تو دهنم بود

سحر خانوم هوس پچ پچ کرده

هی بهش گفتم اخه دهنت سرویس بیا بر گردیم شاید دباره ببینیمش

گفت اگه من همین الان پچ پچ نخورم میمیرم

سحر رفته بود تو سوپر و من دم درش وایساده بودم

داشتم از سرما الاسکا میشدم. شال گردنمو گشیده بودم رو صورتم و مچبندای لنگه بلنگه

مو تا سر انگشتام کشیده بودم پایین و داشتم سگ لرز میزدم و با صدای به هم خوردن

دندونام سمفونی بتهوون اجرا میکردم (ببین کرم با ادم چیکار میکنه)

دیدمش ............

با مقنعه ولباس مدرسه پشت متور یه پسر بچه ی داغون

نزدیک من پیاده شد و یه چشمک به من زد و رفت

انگار میخواست به من بگه سگ دافمو ول کن  . ولی از پسره میترسید

پ.ن1)این داستان ادامه دارد  ولی ادامش دو شنبه اتفاق میوفته

پ.ن 2) کلیه م خرابه
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 15:14  توسط سپیده  | 

1

 

) وجدانم درد میکنه (دلیل : به طرز فجیعی کو.ن یه نفر گذاشتم)

2)مشکل کلیوی پیدا کردم ( دلیل: تا حالا جای سفت نشا. شیدین بهتون بر گرده)

3)عضلات بدنم کوفتس (دلیل : تو برف بازی معمولا پسرا درک نمیکنن من یه ضعیفه ام)

از مشکلات وجدان، عضله و کلیه م میتوان نتیجه ای اخلاقی گرفت

نتیجه ی اخلاقی : وجدان، عضله و کلیه م با هم قاطی شدن

وجدانم رفته جای عضلاتم

عضلاتم هم رفته جای کلیم

کلیم گم شده

بیچاره وجدانم ، جاش خالی مونده

وای ی ی ی

اگه فردا با پسرا برم برف بازی حتما وجدانم کوفته میشه

پ.ن1)چیز شعر نوشتن که کاری نداره . منم بلدم . تحویل بگیر

پ.ن 2)تیکه کلام هفته ی من : دافارو همه پاها لخت یا سگ دافم و ول کن

دیگه دوستام میخوان  منو بزنن از بس اینا رو گفتم

پ.ن 2)کالیبرم (گشادیم) به شدت بالا رفته

این هفته همش تو خونه بودم . احساس میکنم از تمدن به دورم

پ.ن 4) به شدت به اهنگ ( ترسم که اشک در غم ما پرده در شود ) ارادت پیدا کردم

پ.ن به خدا اخریشه) دوستان مشکل کلیم جدیه . برام دعا کینید . قضیه شا.ش مستیه

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 15:50  توسط سپیده  | 

 

 

از اون دسته دخترهایی که وقتی امتحانشون تموم می شه زل میزنن

تو چشم ادم و می گن (واااای چه اسون بود ) حالم به هم میخوره

اکثر شون از اون دختر های 7 خطن که فقط ادای سوراخ تنگارو در میارن

موذی و موش مرده ان

منم قاعدتا جوابشونو در3 حالت میدم

1)اگه حالم خوب باشه با یک لبخند ملیح میرینم به هیکلشون

2)اگه حالم بد باشه حتما بهش یاداوری میکنم که میدونم روز قبل

رو کتابش تخم گذاشته بود

3)اگه حالم خیلی بد باشه یه فا.ک کفایت میکنه

پ.ن1) به همه ی کسایی که با سرچ کلمه ی (سوراخ تنگ ) وارد وبلاگ من

شدن خوش امد عرض میکنم

پ.ن2)اصلا دوست نداشتم از کلمه ی فوق استفاده کنم ولی خودتون میدونین

که بعضی کلمه ها تو فارسی معادل ندارن و مجبوری از خودشون استفاده کنی

پ.ن 3) نامجو تهرانه و چند روز پیش کنسرت داشته (من نرفتم)
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 15:43  توسط سپیده  | 

 

 

هیچی بیشتر از این نمیتونه برینه به صبح دل انگیز من

ساعت 7 صبح دوست دختر بابام زنگ میزنه که بیدارش کنه تا باهم برن سر کار

یکی نیست بگه اخه .......ده خانوم به جز بابام 3  نفر دیگه هم تو این خونه زندگی میکنن

که احتمال داره خواب باشن

خدایی خیلی جلوی خودمو میگیرم تا گوشی رو بر ندارم و خوار مادرشو نیارم جلوی چشش

که احتمالا همین روزا سحر این کارو میکنه (و امیدوارم این کارو بکنه)

پ.ن1) با توجه به این که منو سحر دوقلوییم (قبلا گفته شده) و1 نقطه اشتراک اخلاقی و

ظاهری با هم نداریم باید عرض شود که سحر خیلی زود جوش تره و تخصص عجیبی در

عروس کردن خواهر و مادر ملت داره

پ.ن2)اعتماد به نفس کاذب یعنی لیندسی لوهان

قیافش از جلو شبیه ته دیگ عدس پلو ِ و روزی 6 تا فیلم بازی میکنه (تقریبا اندازه ی

امیتا باچان )

پ.ن3) این هندیا یه ذره اصالت و خلاقیت ندارن

فقط از فیلم سر و دست الکی تکان دادن و تقلید از هالیوود را بلدند
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 7:36  توسط سپیده  | 

 

 

گر عابد وزاهد به دوزخ باشند

فردا بینی بهشت ، همچون کف دست

 

 

پ.ن1)به نظر شما این بیت درسته؟؟؟؟

به نظر من درست نیست یا یه ایرادی داره

یا یه طعنه س

پ.ن2)بخیل که نیستیم ولی چون مال یه اهنگ نامجو ِ شک کردم

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 19:0  توسط سپیده  | 

 

 

جدیدا به این نتیجه ی جالب رسیدم که:

تو سینمای ایران

اول فیلمنامه رو نمی نویسن که بعد تصمیم بگیرن محمد رضا گلزار توش بازی کنه

اول تصمیم می گیرن محمد رضا گلزار توش بازی کنه بعد تازه نوشتن فیلمنامه رو

شروع میکنن

پ.ن1)اقای گلزار از کرم پودر خوبی استفاده می کنه

پ.ن2)تا چند وقت دیگرنقش گلزار در  سینمای ایران مثل نقش امیتا باچان در

 بالیوود میشه که حتی به حضور انگشتش در فیلم قانع اند و نمیشه که نباشه

پ.ن3)اگه نباشه چه بلایی سر گیشه میاد؟

نمیشه که. خطرناکه.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 19:42  توسط سپیده  | 

 

 

هیچی ضایع تر از این نیست که معلم زیستت سر کلاس موقع شمردن کرومزوم های

مرغ و خروس  به ( مرغ ) بگه (خروس ماده)

یا اینکه سر کلاس معارف ته مداد نوکی تو گوشت گیر کنه وبعد از سعی و تلاش فراوان

دست اندر کاران و عوامل پشت صحنه درنیاد و ناظمتون بیاد و بگه :

بچه ها موچین ها تونو رو کنید اانضباط کم نمی کنم

بعد 800 تا موچین از کیف بچه ها در بیاد و از همشون 3 نمره انضباط کم شه و

زنگ تفریح بچه ها دهنتو سرویس کنن

پ.ن1) موچین خلاف سبکمونه اگه بیشتر تو کیفارو بگردین چیزهایی از قبیل:

الات قمار ، اسلحه ی سرد، رنگ مو و........ هم پیدا میشه

پ.ن2)مردیم از بی قلیونی

رید.م به این مملکت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 22:52  توسط سپیده  | 

 

 

من خود نمونه ای از خیره سری هستم

اگر تمامی مردم جهان با هم متحد شوند تا بپذیرم ریاضی درس شیرینی است

هیچ تغییر عقیده ای در من رخ نخواهد داد

پ.ن1)عضو شدن تو تیم ریاضی مدرسه یعنی دور شدن از زندگی اجتمایی

پ.ن2)چند روز پیش منو بردن وزرا

فکر کنم اون fuckی رو که با نوک خودکار رو در ون گشت ارشاد کندم هنوز باشه 

              

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 21:14  توسط سپیده  |