مخصوصا وقتایی که دارن از تو خفه میشن.
دقیقا همین حالتی که من دارم (فقط همین امشب ).
ولی دقیقا من اینکارو نمیکنم. کی میفهمه چی می گم؟( دستم به شورتت کامنت همدردی میخوام)
(اخ بابام زندانه. وای مامانم دوست پسر داره.داداشم معتاده.خوهرم جند.ه س )
اینکارا منو سبک نمیکنه.( فقط یه سری عقده گشایی های شخصیه )
ورژن سبکی :ردبول بزنم برم یقه شو بگیرم تا میخوره بزنمش بعد که مرد جسدشو بندازم تو
رودخونه یا بسوزونم بعد بیام خونه و تو وبلاگم بنویسم دقیقا چیکار کردم.
بعد بشینم ابی گوش کنم تا بیان منو با دستبند ببرن کانون اصلاح و تربیت دختران.
بهترین کاره ولی کسی یه تخم اضافه داره به من قرض بده؟
پ.ن۱) در اواسط ۱۷ سالگی تا مرز کس*خلیت (که عالمی داره)پیش رفتم.(کس*خل بیقرار)
پ.ن۲) ابی و داریوش امشب چقد جواب میدن!!!!! ( نامجو هم ردیفه)